"آنقدر شکست می خورم تا راه شکست دادن را بیاموزم"
پطر کبیر
درود بر تمام دوستان عزیزم ...
در پست قبل تقربا جواب تمام کامنت هارا دادم و ممنونم از تمام کسانی که به من لطف داشتند ...
همه تونودوست دارم ...
این بار به روز کردم که بگویم ما تمام دغدغمون ادبیات_ و به خاطر خود شعر در این زمینه فعالیت
می کنیم نه به خاطر چیز دیگه ای ...
از این رو "ساناز صفایی"یکی از دوستان مجازی عزیز و پر سابقه ی عرصه ی شعری با راه اندازی
کار گاه ادبیات شعار"عشق ما ادبیات ..."را به عمل پیوند داد
دراین کارگاه هر هفته یک رمان یا یک فیلم معرفی می شود و هفته ی آینده مورد نقد و برسی قرار
می گیرد .
علاقه مندانی که به هر دلیل نمی توانند در این کارگاه حضور داشته با شند میتوانند از طریق آدرس
زیر آن را دنبال کنند
پس هرجمعه ساعت 2:45 به عشق ادبیات درکارگاه ادبیات ...
برای ساناز صفایی عزیزم واهالی کارگاه ادبیات آرزوی موفقیت دارم امیدوارم بتوانند در این عرصه تاثیر گذار باشند.
و
"این روز ها غزل به جنونم کشانده است "
این روزها درانتخا همه چیز وسواس گرفتم حتی درانتخاب شعر برای وبلاگ.به خاطر همین هم چند تا از غزل هام
رو به یکی از دوستان عزیزم سپردم تا ایشون انتخاب کنن .
واما غزل ...
مثل "ما ه" ی که شب از حوضچه جان می گیرد
قلب من لحظه ای از تو ضربان می گیرد
پیش تو دفترم از حس تغزل پر شد
طبع شعرم که تو باشی جریان می گیرد
از تب عشق گریزان شدم اما باتو
کوه خاموش که باشد فوران می گرد
سبک نقاشی چشمان سیاهت سخت است
چند سالی ست دل "فرشچیان " می گیرد
آرش از پلک تو سرنیزه و انگار هنوز
دارد از حالت ابروت کمان می گیرد
...
تا شکارم بکنی آه که عاشق شده ام
تیر تو قلب مرا باز نشان می گیرد
شده ام بره در آغوش تو گیر افتادم
آه ... یک روز تو را آه ... شبان می گیرد
وبلاگ"صدیقه حسینی"عزیزم با یک شعر محاوره به روزه
و اگر واقعا می خواهید ترانه بخوانید به وبلاگ"عزیز عباسی"عزیزم سر بزنید
و بعد از مدت ها"جوادنعمتی"عزیزم بایک غزل عاشقانه به دنیای مجازی برگشت
وچند غزل زیبا از"اسماعیل محمدی"عزیزم
با احترام و افتخار ...
زهرا غفاری
آزاد باشید